  شناسنامه حامد |
| |
| نام |
حامد |
|
| جنسیت |
مرد |
| سن |
19 |
| درباره من |
قاصدک آمده بود. وچه سرگردان بود. گفتم اورا : چه خبر آوردی ؟ ...هیچ نگفت.!گفتم خبر از کوی نگارم داری؟...هیچ نگفت!.
گفتمش : خبر عهد و وفا....؟یا خبر وصل نگار؟ یا که از مرگ رقیب ...!؟.....اما نه !... خبر مرگ رقیبم هرگز . جز من و او که رقیبی نیست!...او رقیب من و ، من عاشق او. برده از من دل و من هم باید ، بتوانم که دل از اوببرم.!...آه چه شد؟ چه شد ای قاصدک بی خبرم؟!
لب گشود و گفت این بار ....: آمدم تا خبری را ببرم! گفته آن یار که نزد تو بیایم و بپرسم از تو ..."زندگی چیست؟عشق کجاست؟ و چقدر این عشق به حقیقت نزدیک است؟ "
گفتمش پس بشنو آنچه که من میگویم.وببر آنرا نزد او بی کم و کاست. زندگی را هر کس به طریقی بیند..یکی از دل...یکی از عقل...یکی از احساس. دیگری با شعر آن یکی با پرواز..! گفته اند :"حسی است از غربت مرغان مهاجروچه زیبا گفتند.
|
|
| کشور |
ایران
|
|
| شهر |
گرون گول |
|
|
| تحصیلات |
هسته بیده |
|
| شغل |
بیزبیزی |
|
| سرگرمی ها |
حال گیری بقیه اگر بقیه پیش دستی نکنن |
|
| علاقه مندی ها |
|
|
|
|
|
|